خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

105

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

مصاحبت نخواهد بود . رفع هركدام اعم از وضع ديگرى است ، زيرا در جايى كه عناد وجود داشته باشد ، مصاحبت مرتفع است و آن‌جا كه مصاحبت ثابت باشد ، عناد مرتفع است ، اما عكس اين‌دو لازم و واجب نيست . در قضاياى شرطى متصل ، رابطه عبارت است از ادات شرط كه بر سر مقدم درآمده و ادات جواب شرط كه بر سر تالى درمىآيد . البته اين در صورتى است كه هركدام از شرط و جواب ، داراى اداتى جداگانه باشند ، اما در صورتى كه هركدام داراى اداتى جداگانه نباشند ، توقع جواب كه در شرط وجود دارد ، به عنوان ادات جواب خواهد بود . رابطه در قضاياى شرطى منفصل ، عبارت است از ادات عناد كه بر سر هريك از قضايا درمىآيد . در قضاياى سالبه هنگامى كه حرف سلب بر اين ادوات درآيد ، ربط را رفع مىكند . در زبان عربى ، ادات شرط همواره مقارن كلمه است . برخى از ادات شرط در زبان تازى عبارتند از « إن ، إذا ، متى » و در زبان پارسى مىتوان از « اگر ، چون » ، به عنوان ادات شرط نام برد . براى ادات عناد در زبان عربى مىتوان به « او ، إمّا » و در زبان فارسى « يا ، اگر » و مانند اين‌ها اشاره كرد . اطلاق حمل ، اتصال ، انفصال بر قضاياى موجبه به صورت اطلاق حقيقى است ، در حالى كه بر قضاياى سالبه اطلاق مجازى است . زيرا وجود حمل ، اتصال و انفصال در قضاياى موجبه بوده اما در قضاياى سالبه اين معانى معدومند . در اين معانى نسبت سالبه با موجبه نزديك به نسبت عدم با ملكه است . فصل پنجم : اقسام شرطيات همان‌گونه كه در مباحث گذشته گفته شد ، قضيهء شرطى ، قضيه‌اى است كه از قضايا تأليف شده باشد ، از آن‌جا كه براساس تقسيمى كه در فصل گذشته گفتيم ، قضايا بر سه نوع حملى ، متصله ، منفصله هستند و مقدم و تالى هركدام از قضايا مىتوانند به يكى از اين سه نوع باشند ، بنابراين قضيهء شرطى متصل به نه صورت خواهد بود : الف - مقدم و تالى هردو قضيهء حملى باشند ، مانند اگر آفتاب طالع است ، روز موجود است .